أبو الحسن الشعراني

135

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

جايز است مسلمان به مكّه رود و حجّ افراد به‌جا آورد بىعمرهء مفرده « 1 » و به قول شافعى بايد عمرهء مفرده را هم به‌جا آورد . مسألهء دوم ميان متأخّران و اهل عصر ما متداول و محلّ خلاف است كه اگر كسى استطاعت حجّ ندارد ، امّا استطاعت عمرهء مفرده دارد ، بايد مستقلّا براى عمره به مكّه رود يا واجب نيست و محقّقان گويند : واجب نيست . و آن عمره را كه طايفهء اماميّه بالإجماع واجب مىدانند ، آن است كه به تبع استطاعت حجّ به مكّه رود ، اگر تمتّع بر او واجب باشد بىعمره نخواهد بود و غير تمتّع از او صحيح نيست و اگر از حاضران مسجد الحرام باشد ، واجب است به حجّ تنها اكتفا نكند و اگر عمرهء واجب باشد ، بنا به معنى كه متأخّران گويند ، بايد نائب حجّ كه از جانب ديگرى به مكّه مىرود ، عمرهء مفرده براى خود به‌جا آورد و كسى كه در ماه ربيع الاوّل - مثلا - بتواند به مكّه رود و عمره به‌جا آورد و برگردد و باز در ذى الحجّه به حجّ تمتّع رود ، واجب است برود و اگر كسى استطاعت عمرهء تنها داشت و وفات يافت ، از تركه او استنابت عمره واجب باشد و اينها هيچ‌يك صحيح نيست . « 2 » مؤلف : بدان كه حجّ سه‌گونه است : تمتّع و افراد و قران . امّا تمتّع ، فرض آن كس باشد كه از حاضران مسجد الحرام نباشد . و افراد و قران فرض آن كس باشد كه از حاضران مسجد الحرام باشد و حدّ او آن بود كه از خانهء او به مسجد الحرام بيش‌تر از دوازده ميل نباشد . علّامه شعرانى : مشهور در اين زمان شانزده فرسنگ است كه چهل و هشت ميل باشد . « 3 » مؤلف : قران آن بود كه جمع كند از ميان حجّ و عمره . علّامه شعرانى : از عبارت متن چيزى افتاده است . گويا اصل چنين بود كه « افضل

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 102 . ( 3 ) . همان .